وقتي كه كوچكتر بودم شايد هم هنوز مدرسه نمي رفتم يادم مياد وقتي خيلي حرف ميزدم يا شلوغ مي كردم بزرگترها به خصوص مامانم و خدا بيامرز پدر بزرگم (پدر مادر) هميشه ميگفتن
- بچه كم حرف بزن!!
- چرا؟!
- چون دو گوش بهت دادن ويك دهن .بخاطر همين بيشتر گوش بده وبعد حرف بزن!
اما حالا آدمها حرف كه نميزنن هيچ ،حرف هم گوش نمي دن .جالبه كه آدمهاي ما از گفتن به خاطر داشتن ابا دارند و توقع دارند هه چيز طبق ميل و اراده آنها وجود داشته باشه اما اونها حتي به خودشون زحمت حرف زدن نميدن كه چي مي خواهن!!!!!!!!!! از همه اينها جالبتر اينه كه بقيه رو هم به حرف نزدن تشويق مي كنند!!! استدلال شون هم اينه كه با حرف زدن چه اتفاقي مي افته؟! بذار نگم ولي انجام بدم!!! اما هرچي فكر كردم نفهميدم كدوم آدم عاقلي كاري رو كه نمي گه انجام ميده!!!!!!!!!!!! البته آدمهاي ما بيشتر اين رفتار رو در مورد عواطف و دوست داشتن شون نشان مي دهند كه جاي تعجب بسيار داره و من هنوز هم با همه دلايلي كه ميارن قانع نمي شم !! چرا از همراهي يا گفتن علايق مون طفره ميريم در حقيقت مي ترسيم!!!!!!!!؟؟