تبليغاتX
تلخ تر از قند - بهار و دلخوشی های ما..

هیاهوی روزهای پایانی سال آنقدر نیست که یادت برود در کنار تو شاید بهاری نباشد. بهار به سرعت چشم به هم زدنی آمده
و تو مانده ای با این همه آرزو وامید به روزهایی که نمیدانی اصلا می آیند یا نه!؟
با این همه چشم از دیدن سیر نمی شود
و دل از دلبستگی نمی بُرد اما همچنان  حیرانی را به یدک می کشد !
سال آینده برای من وشاید هم بقیه سال پر از تلاطم و ناهمواری است با این همه امید دارم که در همین تلاطم ها فضایی باشد برای زندگی ویک نفس بی دغدغه آنقدر که بگویم خدایا شکرت!!!
امروز آخرین روز کاری (برای ما) تو سال ۸۷ است. سالی که از لحاظ شغلی سال سخت وطاقت فرسا و نفس گیری بود. اما یک مزیت مهم داشت و اون این بود که خیلی از آدم هایی رو که روزی ادعای دوستی داشتند رو شناختم . فهمیدم انسان بودن یعنی چه و از همه مهمتر خوشنامی ونیک نامی چقدر می تونه تو آینده آدم وحتی دیگران تاثیر داشته باشه .تو این سال یاد گرفتم دلبستگی ها رو چطور شکل بدم و قدر بدونم و از همه مهمتر وابستگی ها رو از دلبستگی ها جدا کنم ودر عین دلبستگی بندی به هیچ پایی نشم!!! د وستهای عزیزم دعا میکنم سال جدید را با تندرستی و دل خوش شروع کنید وعید همه تون مبارک 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 14:8 توسط شیرین سعیدی |

Home
Email
Night Skin