ذهن در گير يعني پس رفت !!! حتي ايست هم نيست .فقط پس رفت!!!!!!! نمي دونم چرا چند وقته به اين موضوع خيلي فكر مي كنم به اينكه اگر من درگير باشم كي سود ميبره وچرا؟!؟!؟!؟ دست آخر هم به اين نتيجه رسيدم كه به همه چيز مثل هميشه بايد دقت داشت و نبايد اجازه داد كه مشكلات (چه براي خودت چه براي ديگري) اونقدر بزرگ بشه كه ذهنت را قفل كنه .زندگي يعني حركت رو به جلو حتي يك ميليمتر!!!!پيش به سوي جلو!!!!!!!!!!!!!!!!
دوباره با يه نم بارون بد جوري هوايي شدم. اونقدر كه ديگه به دلتنگ شدن نرسيدم . خودم فكر ميكردم كه زيادي به دنيا چسبيدم و آيينه ام ديگه كسي رو نشون نميده اما حالا مي بينم كه بازم دم ما گرم كه با اينكه ماشين نداريم اما هنوز دلمون جاي خالي زياد داره اونقدر كه زير بارون وقتي منتظر تاكسي بودم بازم به تلفن دوست جواب بدم!!!!
من هنوز در تعجبم كه چرا بعضي ها فكر ميكنند اگه مغزشون رو از آكبندي در بيارن (خداي ناكرده وزبونم لال) از قيمتش مي افته!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در جريان باشيد كه دولت نفت مملكت رو داره به زور بشكه اي42 دلار ميفروشه بعد نمايندههاي مجلس خبر از نفت 45 دلاري توي بودجه 88 ميده . البته گفته شده اين توافق اوليه است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پیوست:من رو به خاطر بودجه زدگی ببخشید ولی جوک سال بود گفتم حیفه که شما خبر دار نشید!!و در ضمن چیکار کنم نیش عقرب نه از ره کین است!!
در مورد مطلب قبلی (به خصوص به خاطر مانی) باید بگم که احساس نمیکنم که دچار روزمرگی شدم ولی از دیدن این همه روز مرگی بین آدمها دچار حیرتم و تعجب میکنم .اگر من هم دچار روزمرگی شده بودم همه این چیز ها را نمی دیدم.جای شکرش هنوز باقیه!!!!
یک چیز دیگه تا حالا شده احساس کنید یک آدم چرا این همه به شما نزدیکه!! یعنی برای خیلی چیز ها حتی چیزهای خیلی ساده مثل انتخاب غذا منتظر حرف ونظر شما باشه و بگه تو اول!!!در حقیقت همیشه پشت سر شما باشه !!!! و به جای همگرایی بیشتر به دنبال انطباق باشه! خیلی ها میگن این رفتار بیشتر مربوط به اینه که یک نفر خیلی به طرف مقابل اهمیت میده یا خیلی دوستش داره. ولی من نمی تونم این رو درک کنم و به نظرم خیلی عجیبه شاید هم اشتباه میکنم ولی نظر شما چیه و این چه معنایی ممکنه داشته باشه


کمک کنید!!!